X
تبلیغات
شهر پایدار

شهر پایدار

روزي حاكمي دستور داد سنگي بزرگ در وسط مسير اصلي شهر كه مركز رفت و آمد مردم بود بگذارند تا معلوم شود كه چقدر شهروندان آن به حقوق و وظايف خود آگاه هستند.. ماموران دستور حاكم را انجام دادند و همچنين به دستور او يك كيسه ي زر در زير آن سنگ قرار دادند... فرداي آن روز مردم كه طبق عادت روزانه خود در شهر تردد مي كردند... متوجه اين قضيه شدند ولي هيچ يك از آنان زحمتي به خود نداد كه سنگ را از جلو راه خود بردارد! و به سختي گذر مي كردند و بي تفاوت به سنگ نگاه مي كردند...از قضا، روزي پير مردي دوره گرد با گاري دستي خود از آنجا مي گذشت كه با ديدن سنگ ايستاد و با زحمت آن را از سر راه مردم برداشت..با برداشتن سنگ كيسه اي كه زير آن بود نمايان شد..پيرمرد با تعجب به كيسه نگريست و آن را برداشت در گاري دستي خود گذاشت و به راه خود ادامه داد..در راه كيسه را باز كرد چشمانش از ديدين سكه هاي زر برق زد! نامه اي در داخل كيسه بود كه آن را هم برداشت.. در داخل آن نامه چنين نوشته بود: اين سكه هاي زر سهم كسي است كه به وظايف خود در شهر آگاه باشد..از طرف حاكم شهر.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1391ساعت 19:29  توسط محمد زارع  | 

200 شهر برتر جهان از نظر سطح زندگی

موسسه مرسر گزارش سال ۲۰۰۹ خود از کیفیت زندگی در ۲۱۵ شهر مهم جهان را منتشر کرده است. در این گزارش شهر وین اتریش به عنوان بهترین و شهر بغداد به عنوان بدترین مکان برای زندگی مهرفی شده اند. زوریخ که در گزارش سال ۲۰۰۸ مرسر در رتبه نخست قرار داشت در گزارش امسال به رتبه دوم سقوط کرده است. ژنو نیز رتبه سوم را از این نظر به خود اختصاص داده و دوشهر ونکور و آکلند مشترکا در رتبه چهارم جای گرفته اند.

به طور کلی شهرهای اروپایی رتبه های بالایی در فهرست رده بندی مرسر را به خود اختصاص داده اند و خبری از شهرهای مهم امریکا در این رتبه ها نیست. بالاترین رتبه امریکا در این فهرست مربوط به شهر هونولولات است که در جایگاه ۲۹ قرار گرفته است. واشنگتن و نیویورک نیز به ترتیب رتبه ای بهتر از ۴۴ و ۴۹ بدست نیاورده اند. لندن در رتبه ۳۸،‌بیرمنگام و گلاسکو در رتبه ۵۶،‌سنگاپور در رتبه ۲۶ و ‌توکیو نیز در رتبه ۳۵ جای گرفته اند. گزارش مرسر بر پایه فاکتورهای مختلف از جمله میزان درآمد، قیمت کالاها،‌و ساختارهای شهری مثل برق،‌آب،‌تلفن،‌خدمات پستی،‌شبکه حمل و نقل عمومی،‌میزان ترافیک، فرودگاه ها و پروازهای بین اللمللی تهیه شده است.

 

اگرچه بحران اقتصادی در سال ۲۰۰۸ باعث بیکاری هزاران نفر در کشورهای صنعتی و بروز مشکلات فراوان در شهرهای این کشورها شده اما در فهرست رده بندی مرسر تغییر محسوسی نسبت به گزارش سال قبل این موسسه مشاهده نشده است. در منطقه خاورمیانه دوبی رتبه نخست منطقه ای را به خود اختصاص داده است. رتبه جهانی این شهر ۷۷ اعلام شده است. رتبه این شهر نسبت به سال قبل ۶ پله ارتقاء داشته است. ابوظبی نیز با ارتقاء ۳ پله ای در رتبه بندی جهانی در جایگاه ۸۴ قرار گرفته و به عنوان دومین شهر خاورمیانه از نظر کیفیت زندگی شناخته شده است. منامه (با رتبه جهانی۱۱۱)، کویت(با رتبه جهانی۱۲۵)، ریاض(با رتبه جهانی۱۵۹)، جده(با رتبه جهانی۱۶۰)،تهران(با رتبه جهانی۱۷۸)، صنعا(با رتبه جهانی۲۱۰) و بغداد(با رتبه جهانی۲۱۵) در رتبه های منطقه ای سوم تا نهم قرار گرفته اند.

در این فهرست تهران در رتبه بندی جهانی جایگاهی بهتر از ۱۷۸ را بدست نیاورده است و در رتبه بندی منطقه ای به عنوان هفتمین شهر مهم خاورمیانه از نظر کیفیت زندگی شناخته شده است. نکته جالب توجه این است منطقه خاورمیانه نتوانسته است رتبه ای بهتر از ۷۷ در فهرست مرسر بدست بیاورد. در عین حال سلاگین پاراکاتیل کارشناس ارشد موسسه مرسر گفت:«منطقه خاورمیانه به طور فزاینده ای شاهد افزایش سطح زندگی در شهرهای خود و ارتقاء رتبه خود در سطح جهان است که این امر به ویژه به خاطر توسعه زیرساخت ها و امکانات تفریحی در این منطقه است. همچنین پایتخت عراق با کسب رتبه ۲۱۵ در انتهای این فهرست قرار گرفته است.

نبود امنیت و ویرانی زیرساخت های شهری که از زمان تهاجم امریکا به عراق گریبانگیر این شهر شده باعث شده تا پایتخت عراق پایین ترین سطح زندگی را در جهان داشته باشد. در گزارش مرسر آمده است:فقدان امنیت و ثبات همچنان تاثیری قابل ملاحظه بر کیفیت زندگی در این شهر دارد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 23:48  توسط محمد زارع  | 

شهر فلورانس-ایتالیا

شهری که روزگاری پایتخت کشور ایتالیا بود، امروزه بیشتر به هیئت مرکزی در آمده است که مقصد بسیاری از گردشگران سراسر جهان است.
هرچند فلورانس  پدر جهان نوین است و آن‌را به عنوان اولین شهری که پدیده جهان مدرن از آن آغاز شده است می‌شناسند، اما هنوز چهره آن تغییر چندانی نکرده است.


 

شهری که می‌توان بسیاری از دستاورد‌های هنرمندان قرون گذشته را در آن دید ولی به رغم فراگیری ابزار تمدن جدید هنوز تغییر چندانی به خود ندیده است.

فلورانس، یکی از شهرهای تاریخی و بسیار زیبا در ایتالیا و پایتخت ناحیه توسکانی این کشور است. شهر فلورانس از سال ۱۸۶۵ تا ۱۸۷۰ پایتخت پادشاهی ایتالیا بوده است.

در قرون وسطی فلورانس مرکز تجارت و امور مالی اروپا بوده و خاندان مدیچی سال‌های طولانی در شهر فلورانس فرمانروایی می‌کردند.

شهر فلورانس در ساحل رود آرنو قرار گرفته و شهرت خود را به این علت به دست آورده که در قرون وسطی و عصر رنسانس در آن آثار معماری متعددی احداث شد و در آن دوران رونق و اهمیت زیادی داشت.

این شهر در قرون وسطی از مراکز مهم مالی و اقتصادی ایتالیا و حتی اروپا بود؛ به گونه‌ای که آن را آتن قرون وسطی می‌نامیدند.

انواع هنرها بویژه هنر معماری و مجسمه‌سازی در شهر فلورانس جایگاه ویژه‌ای داشته و دارد به طوری که این شهر را به یکی از مهمترین مراکز هنری اروپا تبدیل کرده است.

این شهر دارای بیش از 40 موزه و گالری هنری است که مهم‌ترین آنها عبارتند از:Palazzo Pitti،Galleria degli Uffizzi بیش از سیصد و پنجاه تن از هزاران هنرمند مهم جهان در دومین هزاره اروپا (از سال 1000 تا 2000) در این شهر می‌زیسته‌اند. عمده درآمد گردشگری در اروپا از این شهر است.

فلورانس را ژولیوس سزار امپراتور نامدار دوم در سال 59 پیش از میلاد بنا نهاد. آنجا محل استقرار سربازانش بود. در آغاز به آن فلورنتینو می‌گفتند که آن را به سبک اردوگاه‌های نظامی با خیابان‌های اصلی ساختند.

این شهر در مسیر اصلی رم و شمال ایتالیا و در دره حاصلخیز آرنو قرار دارد. فلورانس خیلی زود به یک مرکز مهم بازرگانی تبدیل شد.

اولین شهردار فلورانس در سال 250 میلادی انتخاب شد که مینیاس نام داشت. اولین مجلس ایتالیای جدید در شهر فلورانس شکل گرفت.

در سال 1865 فلورانس به جای تورین پایتخت ایتالیا شد و مجلس آن گشایش یافت اما 6 سال مجلس در رم استقرار یافت.

در قرن بیستم با رشد صنعت گردشگری، جمعیت فلورانس 3 برابر شد و سیل گردشگران از جاهای مختلف ایتالیا، اروپا و جهان به این شهر سرازیر گردید.

در طول جنگ جهانی دوم، آلمان‌ها یک سال فلورانس را در اشغال خود داشتند و فلورانس شهر آزاد اعلام شد؛ اما در سال 1944 متفقین، شهر را از دست آلمان‌ها خارج کردند.

در سال 1966 رود آرنو طغیان کرد و سیل ویرانگر صدمات شدیدی به بناها و گنجینه‌های تاریخی شهر وارد کرد. پیش از رسیدن سیل به شهر، مقام‌های شهر که از آمدن سیل باخبر شده بودند، این خبر را اعلام نکردند و تنها از طریق تلفن جواهرفروشان ناحیه «پونته وکیو» را باخبر کردند.

شهر فلورانس دیدنی‌های بسیار دارد که سبب جذب میلیون‌ها گردشگر در سال می‌شوند. یکی از آنها فواره‌ای است که طی سال‌های 1563 تا 1565 بنا شده است.

علاوه بر آثار هنری و تاریخی، رود آرنو نیز چشم‌اندازی تماشایی دارد. این رود، بخش‌های کهنه و جدید شهر را از هم جدا کرده است.

کسانی که به شهر فلورانس سفر می‌کنند، حتما به تماشای کلیسای سن لورنزو و گالری یوفیزی می‌روند. این گالری، یکی از زیباترین موزه‌های هنری در جهان است.

معرفی شهر فلورانس ایتالیا - www.urpatogh.com

معرفی شهر فلورانس ایتالیا - www.urpatogh.com

معرفی شهر فلورانس ایتالیا - www.urpatogh.com

معرفی شهر فلورانس ایتالیا - www.urpatogh.com

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 23:44  توسط محمد زارع  | 







تعاریف و فرآیند برنامه ریزی شهری ـ بخش دوم




مفاهیم مطالعات شهری...








 


 


 





تعاریف و فرآیند برنامه ریزی شهری ـ بخش دوم















مقدمه

شهر معاصر، دچار بحران شده و با مشکلات بسیاری از جمله رشد و توسعه نامتوازن، رشد جمعیت، کمبود زمین، آلودگی ها و ناهنجاری ها و ... مواجه گردیده است. در این وضعیت کالبد تاریخی و کهنه شهرها، که اکثراً هسته اولیه شهر بوده و در مرکز شهر قرار دارد، علیرغم قابلیت های بالقوه و سرمایه های ارزشمند، با چالش های بسیار دست به گریبان است و بخش وسیعی از این سرمایه ها از چرخه انتفاع خارج شده اند. عدم توجه به این امکانات، موجب از دست رفتن و اتلاف سرمایه های مادی و معنوی (فرهنگی، تاریخی، اجتماعی و اقتصادی) می گردد. این وضعیت، عمدتاً ناشی از نبود برنامه ای مدون و جامع نگر و نیز، فقدان راهبردها و بنیان های ساختاری است.

انسان از گذشته های دور، در شهرها و روستاها زندگی کرده و این مکان ها و فضاها را مطابق با نیازهای خود متحول نموده است. نیازها معمولاًً در پی اهداف به وجود می آیند و اهداف خود مبنای هر نوع برنامه ریزی هستند. احساس نیاز انسان به برنامه ریزی در طول تاریخ وجود داشته و اوج آن هنگامی بروز می کند که تورمِ توسعه و تراکمِ رشد در برخی مکان ها، سبب بروز عدم تعادل ها و ناهماهنگی های منطقه ای گردد.

برنامه ریزی پدیده ای جدید و نو می باشد. این علم در گذشته به صورت سنتی و تجربی انجام می گرفته است؛ اما در عصر تکنولوژی و همگام با پیشرفت علوم اقتصادی، اجتماعی و کالبدی به صورتی نو و با بهره گیری از روش های کمی، کیفی و رایانه ای ظاهر گشته است. افزایش جمعیت و نیازها از یک سو و محدودیت ها از سوی دیگر، لزوم تفکر برنامه ریزی را مطرح نمود. بنابراین برنامه ریزی در هر زمان و مکانی متأثر از اهدافی است که این اهداف، خود در پی نیازی مطرح می گردند.

برنامه ریزی شهری در مفهوم جدید از اوایل قرن بیستم، به منظور پاسخ دادن به شرایط ویژه تاریخی پس از انقلاب صنعتی شکل گرفت. تا پیش از انقلاب صنعتی، شهرنشینی و رشد شهرها بسیار محدود بود و به همان نسبت، مسائل و مشکلات شهری دامنه ای محدود داشت، از این رو نیازی به دخالت گسترده و آگاهانه انسان در محیط شهری نبود. از اواخر قرن نوزدهم اوضاع شهرها به شدت بحرانی شد؛ کارخانه ها و کارگاه های صنعتی در شهرها نزدیک مجتمع های زیستی استقرار یافتند. همزمان با این تحولات، روستاییان به شهرها مهاجرت کرده و به کارگران صنعتی مبدل شدند، زاغه نشینی و حاشیه نشینی رشد کرد و به سرعت بر وسعت شهرها افزوده شد.

شهرها به مثابه سیستمی مرکب، پیچیده و کلان در تغییر و تحول دائمی می باشند. شادابی، سرزندگی و ادامه حیات این سیستم، در گروی تحقق سه رکن برنامه ریزی، مدیریت و مشارکت شهروندان است. این سه رکن اصلی و هم پیوند به شهر تجسم می بخشند. شهرسازی در روند حفظ و توسعه شهر به ارکان برنامه ریزی و مدیریت شهری و به ابزار نظارت عمومی ، مشارکت وسیع مردمی و نیروهای اجتماعی نیازمند است تا شهر و شهرنشینی مناسب برای زندگی انسان محقق گردد. بافت های شهری به عنوان یک زیرسیستم از سیستم کلی (شهر) برای ساماندهی و تجدید حیات شهری، مستلزم حرکتی آگاهانه و نیازمند مجموعه راهبردهایی پیوسته و هماهنگ می باشند. بر همین اساس سامان دادن همه جانبه بافت های شهری در سایه تعریف و تأمین بنیان های ساختاری و حرکت با برنامه از پیش تعیین شده، تحقق پذیر می باشد.

تعاریف برنامه ریزی شهری(urban planning)

برای برنامه ریزی شهری نیز، همچون برنامه ریزی تعاریف گوناگونی ارائه شده است. از جمله، برنامه ریزی شهری ساماندهی کالبدی فضایی شهر می باشد که می توان آن را ساماندهی کاربری زمین جهت تأمین یک محیط مناسب برای زندگی دانست. به عبارت دیگر برنامه ریزی شهری، نوعی از برنامه ریزی فیزیکی است که درصدد ساماندهی کاربری زمین برای تأمین یک محیط کالبدی شایسته زندگی مدنی سالم است. همچنین گروهی برنامه ریزی شهری را تلاش برای تدوین اصولی در جهت پدید آوردن یک محیط کالبدی مناسب برای زندگی دانسته اند. (سعیدنیا، ۱۳۷۸)

برنامه ریزی شهری، عموماً فضایی محدود و دقیق دارد که با اجزاء و عناصر فضایی و جغرافیایی در ارتباط بوده و هدف کلی آن ایجاد ساختاری فضایی برای فعالیت ها می باشد. (سیف الدینی، ۱۳۸۱) برنامه ریزی شهری فرآیندی پویا دارد، چرا که شهر مانند یک موجود زنده می باشد که عوامل محیطی مکانیسم آن را متأثر می کنند؛ مثلاً مکانیسم اقتصادی به صورت ارزش زمین و اجاره بها سبب تحریک شهر می شود یا مکانیسم اجتماعی در قالب سنت ها، عادات و مذهب بر موجودیت شهر تأثیر می گذارد، از این رو تمام این عوامل در برنامه ریزی شهری مورد توجه قرار می گیرد. (زیاری، ۱۳۷۸) با توجه به موارد مذکور، ماهیت برنامه ریزی شهری بر روند مداوم، پیوسته و پایان ناپذیر شهرسازی و پویایی آن دلالت دارد. برنامه ریزی شهری با دید وسیعی که دارد تمام عوامل مؤثر بر شهر را مورد توجه قرار داده، در عین حال نیز دارای انعطاف پذیری لازم برای اجتناب از وضعیت های صُلب و غیرقابل تغییر می باشد. در مجموع برنامه ریزی شهری، عبارت است از تعیین سیاست های کلی دستگاه های اجرایی یک شهر، با توجه به راه حل های محکم و اجرایی گوناگون برای تخصیص منابع و امکانات و اولویت بندی آن ها در جهت رفع نیازها به ترتیبی که اسباب و عوامل رفاه و خدمات در یک شهر فراهم آید. برنامه ریزی شهری ماهیتی پویا و انعطاف پذیر، اما نه تأثیرپذیر دارد. (امکچی، ۱۳۷۶)

برنامه ریزی شهری فرآیندهای ذهنی و عملی یک سری تصمیم های سنجیده در امور شهری است که با رعایت قیودات خاص خود، شیوه و شکل رابطه انسان را با محیط شهری در قالب ابنیه، طراحی و طبقه بندی می کند. در ادامه، طرح ریزی شهری فرآیندهای ذهنی منبعث از برنامه ریزی شهری را با رعایت هندسه، فیزیک و کاربرد مناسب در عرصه فضایی یا بستر جغرافیایی شهر، شکل داده و آن را از مقوله ذهنی به عینی تبدیل کرده و به آن تجسم فضایی می بخشد. چگونگی این تجسم فضایی، شیوه و حدود دخالت انسان را در عرصه شهر مشخص می کند.

حاصل برنامه ریزی شهری و طرح ریزی شهری مجموعه مدونی است که به صورت ابزار تصمیم گیری در اختیار تصمیم گیران یا مدیران شهری قرار می گیرد؛ چرا که تصمیم گیری براساس ملاحظات، امکانات و محدودیت ها انجام شده و به اجراء در می آید. (رهنمایی و شاه حسینی، ۱۳۸۳) برنامه ریزی شهری در چارچوب فرآیند

برنامه ریزی به عنوان "فرآیند تعیین اقدام های آتی مناسب"، جهت برطرف کردن نیازهای فعلی و آینده (اعم از نیازهای کمی و کیفی) می تواند نقش و اهداف متعددی را مدنظر داشته باشد که برخی از آن ها عبارتند از : (دیویدف و راینر، ۱۹۶۲)

عقلایی کردن اقدام ها(Efficiency & Rational Action)

تخصیص بهینه منابع محدود به صورتی کارآ و براساس ارجحیت ها و اولویت ها، به صورتی که هرچه بیشتر بتواند به اهداف مدنظر جامعه در تأمین نیازها نزدیک تر شود؛

برقراری تعادل بین عرضه و تقاضا(Equilibrate Supply & Demand)

(به منظور تأمین عادلانه تر نیازها)؛

گسترش دامنه انتخاب(Widening Range of Choice)

برنامه ریزی شهری متناسب با اهداف نهایی، راه حل های متفاوت و مفاهیم برنامه ریزی به انتخاب ها جهت می دهد، به طوری که با داشتن ابتکار عمل و حق انتخاب، می توان به پیشواز حوادث رفته و آینده شهر را ساخت و در صورت لزوم سرنوشت آن را تغییر داد؛

ایجاد مصالحه بین نفع جامعه و منافع گروه های خاص

در فرآیند برنامه ریزی شهری، سازگاری، مصالحه و هماهنگی بین منافع متباین فراهم می گردد و هنر برنامه ریزی این است که بتواند تعامل و تعادلی بین گروه های ذی نفع ایجاد کند؛

با گسترش حوزه برنامه ریزی و افزوده شدن بر دایره عمل برنامه ریزی شهری، مفاهیم جدیدی به حوزه برنامه ریزی و برنامه ریزی شهری اضافه می شود، بر همین اساس در مورد اصول بنیادی و مفاهیم پایه در برنامه ریزی شهری، اختلاف نظرهایی وجود دارد. با این وجود، برخی از اصول بنیادین برنامه ریزی شهری برای ساماندهی شهر همچون "عدالت"، "کارآمدی"، "کیفیت محیطی" و "سرزندگی"(Equity, Efficiency, Environment Quality & Livability) ، مورد تأکید تمامی برداشت های مختلف از برنامه ریزی شهری می باشد. این اصول، پایه هر نوع هدف گذاری می باشند. (سعیدنیا، ۱۳۷۸)

یکی از این اصول، عدالت به معنی توزیع متناسب عملکردها و خدمات و دسترسی مناسب به مراکز خدمات دهی و فعالیتی، بدون تبعیض و تفاوت گذاری بین ساکنان مناطق مختلف است. این اصل با معیارهای انصاف در تسهیم و تقسیم منابع شهری، تأمین امکانات برای همه اجتماعات شهری، تأمین دسترسی کافی به خدمات و تسهیلات و تأمین اشتغال و مسکن برای همه افراد مناطق برآورده می شود. (همان)

کارآیی، اصل مهم دیگری است که به معنی ایجاد سازمان فضایی و عملکردی مناسب در جای گیری فعالیت ها و همچنین تأمین ارتباطات لازم بین عملکردها و استفاده کنندگان برای بالا بردن میزان کارآمدی در کارکردهای شهری می باشد. این اصل با معیارهایی چون "مرکزیتی پویا"، "انطباق پذیر" و "رقابت طلب"( Dynamic, Adaptable & Competitive Centerality) ، ساختاری منسجم از روابط فضایی مکانی مؤثر بین فعالیت ها و مدیریت کارآمد برای اجراء طرح ها تحقق می یا بد. (همان)

حفظ کیفیت محیطی یا کالبدی، اصل دیگر برنامه ریزی شهری است که هدف آن، افزایش مطلوبیت فضاهای کالبدی برای کار، زندگی، تفریح و عملکردهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. منظور از کیفیت محیطی، آن است که مجموعه شهری نه تنها به هویت فضایی و کالبدی، بلکه به جامعه مدنی نزدیک گردد. (سعیدنیا، ۱۳۷۸)

حیات و سرزندگی، اصل دیگر برنامه ریزی شهری است. این اصل در فضاهای شهری از چگونگی شکل گیری و زیبایی شناختی فضای حیاتی برای کار، تفریح، حرکت، توقف و تجمع در زندگی اجتماعی و فعالیت پدید می آید. این اصل با معیارهایی چون فرم شهری مطلوب، حفظ هویت فرهنگی و تداوم تاریخی، تنظیم کالبدی فضاهای شهری متناسب با الگوی رفتاری جامعه، تنوع، انتخاب و توانایی در تأمین عملکردهای گوناگون شهری، تأمین امکانات برای تفریح و گذراندن اوقات فراغت و تأمین فضاها و مکان های مناسب برای کار تحقق می یابد. (همان)

در مجموع می توان اهداف برنامه ریزی شهری را به طور عمومی ؛

ـ ساماندهی و نظام دهی فعالیت ها و عملکردها،

ـ بالا بردن کار آیی و راندمان اقتصادی،

ـ برقراری عدالت اجتماعی،

ـ ارتقاء رفاه عمومی،

ـ کاربری مطلوب زمین و حفظ و ارتقاء کیفیت محیط کالبدی و مکان زندگی دانست. (همان)

مهم ترین ویژگی های برنامه ریزی شهری که از نظر تهیه و اجراء طرح های شهری حائز اهمیت می باشد، به این شرح است : (م.م فرنهاد، ۱۳۷۶)

برنامه ریزی شهری با موضوعات عام سر و کار دارد که به اهداف و منافع گروه های مختلف اجتماعی مربوط می شود؛

اهداف و مقاصد برنامه ریزی شهری و ابزار رسیدن به آن ها، در اغلب موارد نامشخص و غیرمطمئن است؛

انواع روش ها و ابزارهای مختلف در برنامه ریزی شهری برای تجزیه و تحلیل و انتخاب گزینه ها استفاده می شود؛

اثرات و نتایج برنامه ریزی در بلندمدت و با گذشت زمان قابل تشخیص است، از این رو بازنگری و اصلاح آن ها با مشکل مواجه می گردد؛

فرآیند برنامه ریزی شهری

"فرآیند"(Process) مجموعه فعالیت های منسجمی است که هدف و راه حل را به هم پیوند می دهد. به عبارت دیگر تسلسل منطقی و هدفمند تعدادی فعالیت را فرآیند گویند. (بحرینی، ۱۳۷۹) فرآیند برنامه ریزی، تلاشی است برای ایجاد چارچوبی مناسب که طی آن برنامه ریز بتواند برای رسیدن به راه حل بهینه اقدام کند. فرآیند برنامه ریزی، رشته فعالیت هایی است برای روشن کردن درک ما از ماهیت مسائلِ نیازمند به رسیدگی، راه حل های احتمالی موجود و شایستگی نسبی این راه حل ها، با هدف این که برنامه ریزی از هنگام شناخت مسأله، آغاز و تا مرحله اجراء و بازنگری ادامه یابد. بنابراین فرآیند برنامه ریزی شهری و منطقه ای، نباید مجموعه ای رخدادی یا تصادفی باشد، بلکه باید فرآیندی پیوسته باشد، بدون هیچ آغاز و پایان قطعی. (بحرینی، ۱۳۷۷)

اختلاف نظرهایی در مورد اجزاء تشکیل دهنده، ترتیب درست فعالیت ها و تعیین محل اهداف کلی در فرآیند برنامه ریزی وجود دارد، از این رو هیچ الگوی تعمیم یافته ای وجود ندارد که بتوان به آسانی آن را برای هدف های خود به کار گرفت. اجزاء تشکیل دهنده فرآیند برنامه ریزی از سه مرحله تا یازده مرحله متغیر می باشد. گروهی به وجود سه سطح "شناخت"، "تحلیل" و "اجراء"( Recognition, Analysis & Performance) در این فرآیند معتقد می باشند.

از دیدگاه "لچفیلد" فرآیند برنامه ریزی شامل مراحل هفت گانه می باشد؛ تصمیم برای برنامه ریزی و تهیه طرح، شناسایی اهداف کلی، بیان مقاصد اجرایی، طرح گزینه ها، ارزیابی، اجراء، مرور و نظارت. (زبردست، ۱۳۸۰) دیدگاه دیگر، فرآیند برنامه ریزی را شامل پنج مرحله می داند؛ پژوهش محیط براساس ارزش های مشخص و گروهی، نیازها و خواسته ها، تعیین اهداف، تعیین راه های رسیدن به اهداف، ارزش یابی راه های ممکن، اقدام. (شیعه، ۱۳۷۷)

الگوی دیگری برای فرآیند برنامه ریزی وجود دارد که شامل یازده مرحله است؛

۱) شناخت اولیه و تعریف مسأله

۲) تصمیم به اجراء و تعریف وظیفه برنامه ریزی،

۳) گردآوری یافته ها

۴) تجزیه و تحلیل و پیش بینی

۵) تعیین موانع و اهداف خاص،

۶) تنظیم معیارهای کارکردی،

۷) طرح برنامه

۸) آزمون راه حل های پیشنهادی

۹) ارزش یابی طرح

۱۰) تصمیم گیری، اجراء

۱۱) بازنگری پیشرفت های برنامه ریزی در طول زمان.

(سیف الدینی، ۱۳۸۱)

در این الگوها، فعالیت ها به صورت فرآیندی خطی آرایش یافته اند، به طوری که در پیشروی به سوی تصمیم گیری نهایی، اتمام کار در هر مرحله به مرحله بعد می انجامد. در حالی که این نوعی ساده سازی الگو برای ارائه و تجزیه و تحلیل است، بهترین روش آن است که در مراحل مختلف، فرآیند را دور زده و مراحل مختلف را دوباره به جریان انداخت. به چرخش درآوردن دوباره طرح به تولید گزینه های بهتر و اصلاح فرآیند برنامه ریزی می انجامد.

"برایان مک لافلین"، فرآیند برنامه ریزی را شامل شش گام می داند؛ تصمیم گیری در مورد انجام برنامه ریزی، تعیین اهداف و مشخص کردن اهداف اصلی، مطالعه طُرُق مختلف برخورد با مسأله به کمک مدل ها، ارزیابی گزینه های پیشنهادی با مراجعه به ارزش ها (هزینه فایده)( Cost Benefit) ، عمل کردن از طریق سرمایه گذاری عمومی و خصوصی، بازبینی و نظارت مستمر. (هال، ۱۹۹۲)

در مجموع، فرآیند برنامه ریزی شامل گام های متعددی در زمینه تعداد، مراحل، ترتیب و یا همزمان انجام شدن بعضی از مراحل می باشد، به طوری که براساس دیدگاه های مختلف صاحب نظران فرآیند برنامه ریزی می تواند بین سه تا یازده گام در تغییر باشد. یکی از گام های مهم و اولیه در فرآیند برنامه ریزی، تعیین "موضع" و جایگاه برنامه ریزی در رویکرد به مسأله است. در یک تقسیم بندی کلی، برنامه ریزی می تواند در این زمینه تابع دو سنت فکری بوده و یکی از دو موضع زیر را انتخاب نماید : (امین زاده، ۱۳۷۶)

۱) دیدگاه ارزش گذار

در این موضع برنامه ریز، برنامه ریزی را فرآیندی فکری تلقی نموده و با ارزش های از پیش تعیین شده با مسأله برخورد کرده و اقدام به حل آن می نماید؛

۲) دیدگاه ارزش پذیر

در این موضع برنامه ریز، برنامه ریزی را حاصل فرآیند ی اجتماعی تلقی می نماید، به طوری که برنامه ریز در گام اول فاقد موضعی ارزشی می باشد و سعی می کند ارزش ها را از جامعه ای که تحت برنامه ریزی قرار می گیرد، به دست آورد. در این روش برنامه ریز نقش هماهنگ کننده بین دیدگاه های مختلف مسئولین، تصمیم گیرندگان، مجریان و مردم را بر عهده دارد و تنها در این صورت است که تحقق اهداف طرح امکان پذیر می شود؛

در دوره اول برنامه ریزی موضع ارزش گذار بیشترین طرفدار را داشت، ولی در سال های اخیر برنامه ریزی موضع ارزش پذیر مورد توجه قرار گرفته است.

http://www.aftab.ir/images/article/break.gif






 





تدوین و گردآوری:
مهندس سعید محمودی ـ کارشناس ارشد برنامه ریزی شهری و منطقه ای دانشکده هنر دانشگاه اصفهان
مهندس عادل محمودی ـ دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری و منطقه ای دانشگاه تربیت مدرس تهران ـ خبرنگار طراحی و برنامه ریزی شهری سرویس مسائل راهبردی خبرگزاری دانشجویان ایران



 




خبرگزاری ایسنا



 

برنامه‌ریزی‌شهری

 




+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اسفند 1389ساعت 17:29  توسط محمد زارع  | 

نیشابور؛ شهر پایدار ایرانی





نیشابور" ، "شهر پایدار" ایرانی... 
فرم شهر پایدار از تمامی عناصر و اجزای کالبدی قابل رویت شهر شکل می پذیرد و متشکل از عناصر طبیعی و مصنوع بوده، تبلور فضایی و شکلی فعالیت های جوامع است. فرم شهر ماهیتی ترکیبی و سه بعدی دارد که نه تنها در سطح، بلکه در حجم نیز تجسم می یابد. کوچکترین اجزا و عناصر این ترکیب در چارچوب عناصر مصنوع انسان، ساختمان ها، شبکه راه ها، فضاهای باز و تاسیسات شهری هستند. محیط طبیعی نیز با عناصر عمده ای مثل زمین و ناهمواری های آن، جریان های آبی و پوشش گیاهی در چگونگی و فرم ترکیب عناصر کالبدی دخالت دارند. هر کدام از عناصر شهر که به منزله یک سلول شهری هستند، به تنهایی فرم ویژه خود را دارند و ترکیب مجموعه ای از آنها نیز به پدید آمدن فرم شهری منجر می شود. طرح موضوع شکل یا فرم شهری پایدار، عمدتا مربوط به دهه 1990 و زمان برگزاری کنفرانس ریو در برزیل در سال 1992 است که به تدوین و تصویب قطعنامه زمین (دستورکار 21) انجامید. در مورد فرم شهر و توسعه پایدار دو نظریه عمده مطرح است؛ نظریه اول این ایده را تشریح می کند که با فشرده سازی (Compactness) شهرها و افزایش تراکم همراه با اعمال کاربری مختلط (Mixed-use) می توان شهرها را به سمت توسعه پایدار هدایت کرد. در مقابل نظریه دیگری هم مطرح شد که در برابر نظریه شهر فشرده قرار می گرفت و آن اینکه با اعمال تراکم کم و توسعه گسترده (Urban Dispersal) می توان به فرم شهری پایدار دست یافت. مفاهیمی چون توسعه شهری یا مسکونی با تراکم پایین Low Density، Low-Rise developmen، طبقات کم یا شهر گسترده برای تشریح این نظریه ساخته شدند... این هر دو استراتژی مربوط به کشورهای اروپایی یا آمریکایی است. به طور کلی وقتی صحبت از شهر پایدار می شود، مکان یا شهری مدنظر است که بتواند معیارها را به درستی و با حداکثر ظرفیت و توان پاسخگو باشد. شهرهایی چون رم، بارسلون، پاریس، آمستردام، لندن و... که بیشترین سرزندگی و روحیه فعالیت شهری و تعاملات اجتماعی و جذب توریست را دارند و در عین حال کمترین مصرف سوخت های فسیلی برای مصارف وسایط نقلیه موتوری و حمل و نقل را دارا هستند، از نمونه شهرهای فشرده اند. شهرهای حومه گسترده آمریکا و استرالیا از جمله شهرهای گسترده هستند زیرا که در این کشورها زمین و استفاده از آن با محدودیتی روبرو نیست.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم بهمن 1389ساعت 23:23  توسط محمد زارع  | 

توسعه پایدار شهری


توسعه پایدار به مفهوم حرکت بر محور انسان-محیط است و توسعه امکانات اقتصادی با توجه به ملاحظات محیطی و عدالت اجتماعی را مورد توجه قرار مي دهد. توسعه پایدار پس از مشکلات ایجاد شده از توسعه صرفا اقتصادی پس از جنگ جهانی مطرح گردید. جایی که توسعه بی رویه باعث اختلافات طبقاتی و مشکلات زیست محیطی عدیده ای شده بود.

با توسعه روزانه شهري شدن زندگی بشر مفاهیم مربوط به توسعه پایدار به این حیطه وارد گردید و توسعه پایدار شهر محصول نگاه های جدید به عدالت اجتماعی,فضایی و محیطی نسبت به شهر است. شهرها در سال 2020 جمعيتي معادل 75 درصد کل جهان را در عینی در خود جای خواهند داد که تقريبا 2 درصد از فضاي شهري را در اختیار دارند. بنابر این این تراکم عجیب و بی سابقه جمعیت و نیاز عمومی به جذب منابع اساسی منجر به بهره برداری های غیر طبیعی از منابع محلی و استثمار منابع همسایگی خواهد شد. آثار این توسعه با پس ماند های غیر قابل پیش بینی به جای مانده از شهرها ادامه داشته و آلودگی ها و بیماری ها و گونه های زندگی حاشیه ای جدید محصول این توسعه خواهد بود.

اما توسعه پایدار شهری به عنوان جزئی از توسعه پایدار بر پایه استفاده معقول از منابع طبیعی استوار شده است و در این نوع توسعه ملاحظات سه گانه, محيطي, اقتصادي و اجتماعي در کنار هم لحاظ خواهد شد.بنابر اين شهر پايدار برآمده از فرايند توسعه اي است که هنيت و امکان ارتقاي هميشگي سلامت اجتماعي - اقتصادي بوم شناسانه شهر و منطقه را فراهم کرده و اين ذهنيت و امکان را به عينيت و اقدام مبدل ساخته است.

بنابر اين راه کارهاي زير به عنوان راه کارهاي توسعه پايدار شهري مطرح است :

1- به حداقل رساندن پيامد هاي زيست محيطي

2- به حداقل رساندن مثارف منابع تجديد ناپذير

3- بهره برداري از منابع تجديد پذير

در اين مسير به ناچار سياست هايي مثل کاهش اتکا به خودروي شخصي, افزايش فشردگي کالبدي در توسعه شهري, حفاظت و احياي نظام هاي طبيعي در شهر و منطقه پيراموني, کاهش مصرف منابع و توليد آلودگي در شهر و منطقه, بهبود زيست پذيري اجتماعات بشري, پایندگی و تقویت اقتصاد شهری و اصلاح نظام اداری و حکمرانی شهری, بايستي اعمال شود تا شهر به سمت پايداري هدايت شود.



پيش فرض هاي توسعه پايدار شهري:

در راستاي تحقق توسعه پايدار شهري مي بايست شرايطي فراهم شود تا امكان بستر سازي توسعه پايدار انساني و بهبود رفاه اجتماعي شهروندي، فراهم گردد كه در اين بستر مي توان به برقراري عدالت اجتماعي(هاروي، 1376: ص110- 99) طراحي اقليمي هماهنگ با محيط زيست انساني (بحريني، شيعه، 1380)، تقويت ساختارهاي همبستگي اجتماعي همچون تعهد و مسئوليت پذيري، تقويت بنيانهاي اجتماعي و خانوادگي و احياي محيط زيست همگاني (بحريني، 1378) وايجاد انتظام ساختاري در فضاي شهري براي ادراك زيباشناختي و خوانايي شهري (كوين لينچ، 1381: ص12- 34) و بهبود بهره گيري از فضاهاي شهري و افزايش رضايت شهروندي (بحريني، 1378، ص98- 129) و يكپارچگي بخشي به ساختار بصري محيط و منظر شهري (گوردن كالن، 1377: ص64- 90) اشاره كرد. كميسيون جهاني محيط زيست نيز الزامات توسعه پايدار را چنين بيان مي كند:

مشاركت شهروندان در تصميم گيري در بستر يك نظام سياسي

چاره انديشي براي تنشهاي حاصل از ناموزوني توسعه در بستر يك نظام اقتصادي

التزام به ترميم و حفاظت محيط زيست در بستر يك نظام توليدي

فراهم سازي الگوهاي پايداري از تجارت مالي در بستر يك نظام دانش فني

ايجاد الگوهايي از تجارت و دارايي در بستر يك نظام بين المللي

وجود انعطاف پذيري و خود اصلاحي در بستر يك نظام مديريتي

بر اين اساس توسعه پايدار شهري در تكوين مفاهيم زير جنبه كارامدي به خود مي گيرد:

الف- بسترسازي عدالت اجتماعي و شهروندي

ب- بستر سازي مشاركت شهروندي و همبستگي اجتماعي

پ- بسترسازي تقويت بنيان نهادهاي اجتماعي و بنيان خانوادگي

ث- رويكرد استرتژيك بر پديداري توسعه پايدار شهري

ج- گسترش آداب و فرهنگ شهرنشيني

چ- مساعدت و سازماندهي ارگانهاي دولتي و خصوصي

ح- كارامد سازي سياستها و برنامه هاي سياست گذاري در حوزه كلان شهري

خ- گسترش حقوق شهروندي و بهينه سازي مناسبات مدني

طراحي پايدار در ساختار شهري بر ميناي سه اصل اساسي شكل مي گيرد:

اصل اول را مي توان صرفه جويي در مصرف منابع دانست كه در صدد است تا با مصرف بهينه منابع، ميزان كاربرد ذخاير تجديد ناپذير را در سخت و كاركرد بناهاي شهري پايين آورد.

اصل دوم بر طراحي بر اساس چرخه حيات مبتني است كه نتايج و تبعات زيست محيطي كل چرخه حيات منابع ساخت و ساز شهري را از مرحله تدارك تا بازگشت به طبيعت در بر مي گيرد.

اصل سوم را طراحي انساني مي دانند كه ريشه در نياز به حفظ عناصر زنجيره اي نظامهاي زيستي دارد و تداوم حيات و بقاي انسان را در پي دارد. بر اين اساس طرحي شهري و معماري پايدار مي بايستي كيفيت محيط هاي كار و زيستي را بهبود بخشد كه موجب افزايش بهره وري و كاهش فشارهاي رواني انساني و بهبود شرايط زيستي مي گردد كه همان مفهوم رفاه اجتماعي و شهروندي را به ذهن متبادر مي كند.

دسته بندی نظری دیدگاه های توسعه شهری

1- ديدگاه پرنشيب و آزار دهنده: توسعه پايدار در اين ديدگاه به منابع طبيعي به عنوان يك سرمايه نگاه مي‌شود و حداكثر استفاده كردن از آن مورد نظر است. شركتهاي صنعتي چند مليتي با سرمايه‌هاي بيكران بدون كوچكترين توجهي به منابع با ارزش محيطي از آن استفاده مي‌كنند و حتي اگر آلودگيهاي ايجاد شده از اين گونه فعاليتهاي صنعتي به پاره شدن پرده اوزون بينجامد، آنها همچنان به حداكثرسازي سرمايه‌هاي خود مشغولند، در اين ديدگاه نظرات مخربي وجود دارد و دسته‌آي به اين اعتقاد چسبيده‌اند كه اگر به هوش و استعداد انسان ميدان بدهيم و مخصوصاً اين هوش و استعداد را از طريق تكنولوژي بيان نماييم، اين قدرت و استعداد انسان مي‌تواند هر گونه مسأله محيطي را حل كند. براساس اين نظريه هيچ محدوديتي در زمينه ظرفيت درك انسان وجود ندارد. و اين قدرت انسان مي‌تواند هر گونه سيستم محيطي را تحت نفوذ خود درآورد. در اين ديدگاه محيط طبيعي براساس سودمندي آن در سيستم اقتصادي ارزيابي مي‌شود و از سوي ديگر توسعه پايدار تنها هم معني رشد پايدار تلقي مي‌گردد. جايي كه توسعه در شكل كاملا خام خود تنها با محصول ناخالص ملي GNP اندازه‌گيري مي‌شود. ديدگاه‌هاي رسمي در زمينه حسابداري بدون تغيير باقي مانه‌اند. در اين گونه ديدگاه‌هاي رسمي توجه كال به يك سلسله متغيرهاي باريك مانند درآ«د، سرمايه‌گذاري، سود و صادرات معطوف مي‌گردد. در ديدگاه پرنشيب و آزاردهنده توسعه، ابزار سيسات‌گذاري به صورت مداوم به حداكثر سازي محصول رشد آن مي‌پردازد. محدوديت اين ديدگاه در متن توسعه پايدار عبارت از اين است كه اين ديدگاه با معيار پول نگاه متمركزي بر سيستم فعاليت اقتصادي دارد. و از نتايج محيطي اين گونه فعلاً كاملاً‌چشم مي‌پوشد. طي ديدگاه رشد رسمي در زمينه اجراي پروژه‌هاي شهرهاي مانند راه‌هاي شهري و تنظيم كاربري اراضي شهري و چگونگي مصرف انرژي، تأثيرات محيي اين قبيل پروژه‌ها را بكلي از نظر دور مي‌دارد و هر مشكلي در محيط پيش مي‌آيد، بدون توجه به حال خود رها مي‌شود. درباره اين امر در كشورهاي جهان سوم حتي مسئولي براي رسيدگي به مشكلات وجود ندارد، به عنوان مثال از نتايج توسعه صنعتي در شهرهاي ايران مخصوصاً‌ تهران آلودگي هوا كه تقريباً بجز محيط زيست هيچ مرجعي خود را مسئول آن نمي‌داند، و متأسفانه دست محيط زيست نيز از چند طرف بسته شد و عملاً نمي‌تواند كاري انجام دهد. هم اكنون در شهرهاي بزرگ ايران مانند تهران و تبريز و اصفهان و غيره، برجسازي‌ها با مسايلي مواجه شده‌اند. به عنوان مثال در تهران برجهاي منفردي كه در سطح شهر مخصوصاً شمال تهران درست شده از نظر تأسيساتي محيط اطراف خود را دچار مشكل كرده‌اند . شبكه لوله‌هاي آب محلات مختلف براساس مقدار مصرف معمولي جمعيت محاسبه شده‌اند، وقتي در نقطه‌اي مصرف قابل توجهي بر اين سيستم اعمال مي‌شود، ديگران در مضيقه قرار مي‌‌گيرند. موارد فوق، نكات بارز ديدگاه پرنشيب و آزاردهنده توسعه پايدار است.به هر حال توسعه پرنشيب و آزاردهنده روشي از توسعه است كه طي آن به هر قيمت بايد سرمايه‌ها افزايش يابند و به حداكثر برسند. اين امر در زمينه‌ كارهاي بزرگ و يا درباره كارهاي كوچك توليدي يكسان است و در جهان سوم مشكلات شهري به اين ديدگاه مربوط مي‌شود.

2- توسعه پايدار ضعيف :طي اين ديدگاه هدف با ارزشي تعقيب مي‌گردد و آن عبارت است از "رشد سرمايه داري را با امور محيطي تركيب كردن." طي اين هدف اينگونه نكات بررسي مي‌شوند كه اصول اقتصادي نئوكلاسيك را مي‌توان در حل مسائل محيطي به كار برد. لازمه اهداف سياست‌گذاري در زمينه توسعه پايدار ضعيف در نظر گرفتن رشد اقتصادي است، اما طي آن هزينه‌ةاي محيطي نيز مورد توجه قرار مي‌گيرند. و براي اين منظور حساب معيني تعيين مي‌گردد. اين امر ممكن است، زيرا در اينجا محيط بعنوان منابع قابل اندازه‌گيري در نظر گرفته مي‌شود. طي اين ديدگاه منابع محيطي به عنوان سرمايه‌هاي ثابت تلقي مي‌شوند، در حالي كه اقتصاد مجاز است به دنبال هر آرمان و هدف اجتماعي مناسب برود. طي اين ديدگاه براي پايداري دو نوع ابعاد اصلي تعريف مي‌شود

1- توسعه پايدار كه چنين معني مي‌شود: رشد پايدار با توجه به سرانه درآمد واقعي طي زمان و با توجه به اهداف رشد اقتصادي رسمي بدون تخليه ذخيره‌هاي سرمايه‌هاي ملي،

2- نكته دو به استفاده پايدار از منابع و محيط، بشرطي كه سرمايه‌هاي محيطي كاملاً تخليه نشود، توجه مي‌كند. توسعه پايدار ضعيف نفوذ افزاينده‌اي بر آژانسهاي بين‌المللي داشته است كه اين امر شامل بانك جهاني سازمان ملل متحد مي‌شده است و تقريباً هم معني مديريت محيطي تلقي شده است. در اين باره طبيعت به عنوان توليد كننده مصالح و عوامل و ثروت محيطي فرض مي‌شود كه هر دو فرم ثروت اندوزي با اهداف اجتماعي مربوط مي‌شود. و بدتر اينكه در اين ديدگاه طبيعت به عنوان عامل پر از ثروت است كه اين ثروت بايد در اختيار انسان قرار گيرد.

اما ديگران كمي از اين موقعيت عقب مي‌نشينند و مي‌گويند: ثروت اندوزي از طبيعت از جهت مصالح و ثروت محيطي در واقع بايد مانند يك شريك با طبيعت تلقي شود. اما دراین باره بايد از مديريتهاي پيشرفته و داراي فكر روشن و با ابزار تكنولوژي پيشرفته استفاده نشود كه قادر باشند كاملاً پاره‌اي از جهات طبيعت را تحت نفوذ خود درآورده و ثروت خود را چندين برابر افزايش دهند.

اگرچه در اين روند قرن هيجدهمي بناچار كاربرد ابزاري مانند ارزيابي نتايج تصميم‌گيري محيطي تجزيه و تحليل هزينه و سود، و ايجاد و قيمتهاي سايه محيطي و غيره را نيز قبول كرده‌اند. مخالفان اين ديدگاه بحث‌هاي، متضادي دارند. گروهي آن را مانع رشد اقتصادي مي‌دانند. و گروه ديگري آن را مخرب ساختار محيطي تلقي مي‌كنند. بنابراين محافظت محيطي در اين باره يك عامل كليدي در زمينه هدف‌گذاري و سياست‌گذاري شناخته شده است. در اين باره توسعه شهري نامنظم خود تبدیل به بحث مهمی می گردد.از این روهم باید در کلیه قوانین شهری تجديد نظر گردد و هم بايد سياستگذاران سطح بالاي ممالك در تنظيم سياستهاي خود به ارزشهاي محيطي نادر توجه كافي مبذول نمايند. گرچه غالباً مديران محيطي مسايل محيطي استانها را به فراموشي مي‌سپارند. به عنوان مثال ما در ايران هيچگاه در موارد آلودگي محيطي شهرهايي مثل تبريز و اصفهان و مشهد بحثي به ميان نياورده‌ايم. تنها گاهي مسئولان در مورد آلودگي هواي تهران و اينكه بايد در زمينه از دور خارج كردن پاره‌اي از اتوبوسها و ميني‌بوسها و سواريهاي دودزا اقداماتي معمول گردد، حرفهايي زده‌اند که حرفهاي آنان از دايره حرف بيرون نرفته و در همان دايره باقي مانده است و هواي تهران همچنان بشدت آلوده است.

3- توسعه پايدار قوي طرفداران اين ديدگاه مدعي اين نكته هستند كه پيش شرط هر گونه توسعه اقتصادي، محافظت محيطي است. آنها به سياست گذاران سطح بالاي ممالك اروپايي توصيه نموده‌اند كه در زمينه تنظيم سياستهاي اقتصادي خود محافظتهاي محيطي را نيز با آن سياستها تركيب نمايند، به عبارت ديگر هر گونه توسعه اقتصادي بايد طوري انجام شود كه محيط لطمه نخورد و اگر از ثروت محيطي استفاده مي‌شود هزينه‌هایي بايد تعيين گردد تا مخصوصاً منابع تجديدپذير اقتصادي كاملاً از بيخ و بن تهي نشوند، و هم چنين صنايع فاضلابها و دودهاي خود را بدون تصفيه كامل به محيط رها نكنند. مدتي است چنين سياستهايي عملاً در پاره‌اي از كشورهاي اروپايي اجرا شده و كشورهاي معين اروپايي سعي كرده‌اند كليه فاضلابها تصفيه و بعد به رودخانه‌هايي مانند تايمز و راين و دانوب ريخته شوند. اكنون آب اين رودخانه‌ها كاملاً زلال شده و در كنار آنها مكانهايي براي گشت و گذار مردم فراهم شده است. از اين گذشته در انگليس غالب اتومبيلها از فيلترهاي تصفيه دود استفاده مي‌كنند. در نتيجه با وجود متروي لندن و تدابيري از نوع فوق هواي لندن ديگر آلوده نيست. به صورت كلي طي ديدگاه فوق هر گونه سياست گذاري اقتصادي با عطف توجه كامل نسبت به سرمايه‌هاي محيطي، چه آنهاييكه تجديدپذير هستند و چه آنهاييكه قابل تهي شدن هستند، مورد توجه قرار مي‌گيرد و تصويب مي‌شود. در اين باره محافظت از اين گونه سرمايه‌ محيطي كه ارزش نگهداري آن‌ها مسلم است (جنگلهاي مناطق حاره) يا اينكه بايد آنها را توسعه بدهيم (خاك‌هاي پست شده) بايدتوجه داشت كه انجام اين گونه عوامل نياز به تنظيم بازار و مداخله اولياي امور استان دارد، كه بايد سلسله وسيعي از ابزار را به كار برند و هم چنين در موارد خاص وقتي تغييراتي در اقتصاد محلي رخ مي‌دهد كه كاربرد پايدار منابع محيطي مورد نياز مي‌شود درگيري مجامع محلي الزامي مي‌شود. در اين ديدگاه توجهي كمي به ديدگاه كمي مبذول مي‌شود، اما به هر حال رشد كيفي بيشتر مورد توجه است، در عين حال اهداف رشد اقتصادي نيز كماكان مورد توجه سياست گذاران توسعه پايدار قرار دارد. اگر چه اين ديدگاه گاهي به نظريات و سياستهاي ديدگاه توسعه پايدار ضعيف متمايل مي‌شود و گاهي به مسير ديدگاه توسعه پايدار قوي بر مي‌گردد. ولي به هر حال در اين ديدگاه استفاده از ابزار سياست‌گذاري مهم است. براي مثال ابزار قانوني، اقتصادي قانوني، برنامه‌ريزي كاربردي اراضي، برانگيزاننده‌هاي مالي و ابزار اقتصادي مانند ماليتهاي فضاي سبز و جريمه‌هاي آلوده‌ كننده‌ها، منابع قابل معامله، انواع تشويق‌ها، طرح‌هاي باز پس دادن سپرده‌ها، تشويق به تغيير رفتار و انطباق با قوانين، از طريق اطلاع رساني و آموزش و ترغيب عموم مردم. در اين باره تغيير رفتار درانواع مصارف كالاها با هدف صرفه‌جويي مورد نظر ديدگاه توسعه پايدار قوي است. در مدل توسعه پايدار قوي، ابزار قانوني و اقتصادي برنامه‌ريزي بر روي مديريت منابع متمركز شده است. در اين باره همچنين سطح وسيعي از موضوعات اجتماعي مورد توجه قرار مي‌گيرد، توجهي كه بر روي شاخص توسعه پايدار نيز متمركز مي‌گردد.

4- مدل ايده‌آل :توسعه مدل ايده‌آل توسعه پايدار يك نظر عميق و وسيع است كه هدف آن تغيير ساختار اجتماع، اقتصاد و سياست است، به صورت كلي اجزاي اين سيستم طوري چيده شده است كه رفتار انسان را نسبت به محيط و طبيعت اصلاح كند. به اين دليل اين ديدگاه را ديدگاه اكولوژيست نيز ناميده‌اند كه اكولوژيستهاي افراطي نيز آن را قبول كرده‌اند . اين مدل توسعه پايدار خالص را در نظر مي‌گيرد. جاييكه هر چه در طبيعت مي‌گذارد و يا در آن مي‌نشاند به همان مقدار از آن بر مي‌دارد در اين باره هيچگونه فرمي از رشد كلي به زبان كمي اندازه‌گيري نمي‌شود، زيرا كه قرار است خود بشر در اين اكوسيستم زندگي كند، به عوض آن رشد مورد نظر با معيارهاي كيفي زندگي اندازه‌گيري مي‌شود، نه با استانداردهاي زندگي. مدل ايده‌آل توسعه پايدار تنها به زندگي انسان فكر نمي‌كند، بلكه كليه عوامل زنده و غيره زنده بجز انسان را بسيار پرارزش تلقي مي‌كنند. زيرا ارزشهاي ذاتي و اصل اينگونه عوامل براي زندگي انسان بسيار مفيد است. از سوي ديگر اين مدل در جستجوي معيارهاي برابري براي فرمهاي گوناگون زندگي است. در اين باره نيز مدل ايده‌آل توسعه پايدار نوعي مدل كلي نگر را كه به روابط متقابل، اعمال متقابل و مكانهاي متقابل عناصر زندگي توجه دارد، مورد استفاده قرار مي‌دهد. و نهايتاً در اين مدل، "ارزش" در فرايند طبيعي و گروه‌ها نهفته است، و نه در هستي مجرد زندگي افراد. و به اين ترتيب در اين مدل ابعاد اجتماعي توسعه پايدار بيشتر مورد توجه قرار مي‌گيرد و معيارهاي اندازه‌گيري موجود را در زمينه كيفيت زندگي كافي نمي‌بيند و پيشنهاد مي‌نمايد شاخصهاي بيشتري در زمينه اندازه‌گيري كيفيت زندگي فراهم گردد. طرفداران اين ديدگاه مي‌گويند كه تا كنون كارهاي تحقيقاتي زيادي در زمينه اين مدل انجام شده است كه در خارج از سيستمهاي اقتصادي و اجتماعي قرار دارند. براي مثال سازمانهاي غيرانتفاعي خصوصي دراروپا كارهاي كيفي قابل توجهي انجام داده‌اند كه به تعريف و تشخيص ثروتهاي غير پولي، كمك قابل توجهي مي‌كند. اگر اين مدل ايده‌آل توسعه پايدار توسعه يابد مي‌تواند اين گونه فعاليتها را با سيستمهاي حسابداري اقتصادي سابق تركيب كند. مخالفان اين نظريه به اجراي سياستهاي آن ايراد مي‌گيرند، اما در عين حال با اين نظر كه" در مصرف منابع زمين بايد حد اعتدال را مراعات كرد و از آنچه باقي مانده محافظت نمود، آنچه را كه تجديدناپذير است نبايد بي‌مهابا مصرف كرد و دور انداخت، نبايد محيط زندگي را آلوده كنيم و نتايج آن را كه خود زندگي را نابود مي‌كند از نظر دور بداريم"، موافق هستند. اكولوژيستها در زمينه محافظت محيطي اعتقاد به فراهم نمودن محدوديتهاي معيني در زمينه فعاليت اقتصادي هستند. به همين دليل اين نظريه مقبوليت قابل توجهي نيافته است، زيرا پاره‌اي از كشورهاي صنعتي جهان در زمينه قبول مفاهيم توسعه پايدار به حداقل تغييرات سياسي در زمينه توسعه پايدار ايده‌آل تن داده‌اند. آنها معتقدند كه محدوديت اقتصادي به عدم توسعه اقتصادي- كالبدي و قدرت سياسي خواهد انجاميد. به اين ترتيب چهار نوع ديدگاه توسع پايدار هر كدام به جهاتي از توسعه نظر دوخته‌اند. در هر چهار نوع ديدگاه اين فعاليتهاي اقتصادي و صنعتي است كه ايجاد مسأله مي‌نمايد. از سويي توسعه كشورها مبتني بر توسعه اقتصادي است و از سوي ديگر همين توسعه اقتصادي كه به دنبال آن توسعه صنعتي مطرح مي‌شود، خود ايجاد كننده مشكلات محيطي است. بنابراين ضرورت زندگي انسان كه اكنون به خطر افتاده، توسعه پايدار را امري الزامي مي‌نمايد.



ديدگاههاي جديد در توسعه پايدار شهري:

در بيشتر كشورهاي در حال توسعه تأسيسات زيربنايي، تكنولوژي و نيروي متخصص مورد نياز صنعت در شهرها وجود داشته‌اند؛ لذا غالب فعاليتهاي اقصتادي و توليدي در كنار این شهرها شكل گرفته و باعث رشد سريع آنها شده است. از طرف ديگر تمركز سرمايه‌ها در شهرهاي بزرگ باعث دوگانگي اقتصادي شده و همان گونه كه اقاي جان فريدمن (Friedman, 1982) مطرح مي‌نمايد، اين گونه شهرها مانند پمپ قوي، سرمايه‌ها و نيروي انساني كارآمد را به خود جلب مي‌كنند و باعث تخليه آنها از ديگر مناطق و مخصوصاً مناطق محروم مي‌شوند و ايجاد دوگانگي اقتصادي در منطقه مي‌نمايند. يكي از اثرات توجه خاص به صنعتي كردن جوامع و تمركز سرمايه‌ها در كنار شهرهاي بزرگ رشد سريع شهرنشيني مي‌باشد. بيشتر برنامه ريزان در كشورهاي در حال توسعه معتقدند كه رشد اقتصادي رابطه مستقيمي با شهرنشيني دارد.

آقاي متور (Mathur, 1998) در مطالعات خود در كشورهاي جهان سوم، به اين نتيجه مي‌رسد كه روند رشد اقتصادي در كشورهاي در حال توسعه و افزايش رشد طبيعي جمعيت، دو عامل اصلي در شهرنشيني ومخصوصاً تمركزجمعيت درشهرهاي بزرگ مي‌باشندكه باعث برتريت يا (Urban primacy) مي‌شوند.

اقاي سيمونز (Simmuns, 1994) مطرح مي‌نمايد كه توسعه اقتصادي و تمركز سرمايه ها به روند رشد شهرهاي بزرگ دامن زده و عوامل مؤثر را چنين مي‌داند :

- برنامه بهداشت عمومي كه از ميزان مرگ و مير مي‌كاهد.

- تمركز صنايع در كنار شهرهاي بزرگ

- تمركز ساختمانها و فعاليتهاي دولتي در كنار شهرهاي بزرگ

- مكانيزه و مدرنيزه شدن وسايل توليدات كشاورزي كه باعث آزاد شدن كشاورزان و ازدياد بيكاري آنها و مهاجرت به شهرها و مخصوصاً شهرهاي بزرگ مي‌شود. بايد توجه داشت كه اختلاف سطح درآمد شهري و روستايي يكي از عوامل مؤثر در مهاجرت روستايي به شهر و شهرهاي بزرگ مي‌باشد.

واضح است كه تمركز جمعيت در شهرهاي بزرگ مشكلاتي را براي اينگونه شهرها به وجود آورده و بيشتر برنامه ريزان شهري و منطقه‌اي معتقد هستند كه رشد بي‌رويه شهرها و شهرهاي بزرگ هزينه‌هاي زيادي را براي دولتها ايجاد مي‌كند. به عنوان نمونه، كمبود مسكن، عدم دسترسي به خدمات شهري، ازدحام و نهايتاً از بين رفتن محيط زيست. آقاي الشخص (El-shakhs, 1994) اثرات عمده تمركز جمعيت در شهرهاي بزرگ را در سطح كلي Macro و در سطح كوچك Micro چنين مطرح مي‌نمايد :

1- تمركز جمعيت در شهرهاي بزرگ از رشد شهرهاي كوچك و روستاها مي‌كاهد.

2- اين تمركز به پراكندگي منطقه‌اي و عدم تعادل بين گروههاي اجتماعي دامن زده و ايجاد عدم ثبات مي‌كند.

3- تمركز باعث از بين رفتن زمينهاي زراعي براي ساختن مسكن مي‌شود. از نظر سطح كوچك Micro اين تمركز باعث :

- كمبود خدمات اجتماعي، فرهنگي مي‌گردد.

- عدم استفاده صحيح از زمين مي‌شود.

- نياز به حمل ونقل بيشتر و باعث بالا رفتن هزينه‌ها مي‌گردد.

- باعث بالا رفتن كم كاري و بيكاري مي‌گردد و مخصوصاً براي افراد فقير و كم درآمد

- ايجاد كپر و حاشيه نشيني شهري مي‌شود. - باعث ازدحام و از بين رفتن محيط زيست مي‌گردد.

توسعه پايدار بايد براي جوامع شهري در آينده در نظر گرفته شود، به صورتي كه علاوه بر اينكه مشكلات شهرهاي بزرگ را حل مي‌كند، از به خطرافتادن زندگي نسلهاي آينده جلوگيري به عمل آورد. توسعه پايدار بايد در جهتي حركت نمايد كه از منابع به صورت عاقلانه و انديشمندانه استفاده شود و زندگي نسلهاي آينده را به خطر نياندازد.

نظريه قطبهاي رشد:

بعضي از برنامه ريزان رشد شهرهاي بزرگ را در مراحل اوليه توسعه الزامي مي‌دانند و تمركز سرمايه‌ها و نيروهاي انساني را عامل توسعه در نظر گرفته‌اند. و معتقد هستند كه ايجاد صنايع و سرمايه‌گذاريها صنعتي مخصوصاً در كنار شهرهاي بزرگ و مناطقي كه داراي پتانسيل رشد هستند، باعث مي‌شود كه همانند موج به ساير نقاط و مناطق محورم سرايت و پخش گردد و اثر آن به دورترين نقاط هم برسد. اين طرز تفكر مورد انتقاد بسيار از برنامه ريزان قرار گرفته است.

به عنوان مثال آقاي روندنيلي(Rondinell, 1999) مطرح مي‌نمايد كه چنين طرز تفكري با شكست مواجه شده و تجمع سرمايه ها و نيروي انساني در شهرهاي بزرگ نمي تواند توسعه را به نقاط محروم و شهرهاي كوچك انتقال دهد و حتي در بعضي از كشورها اين روش باعث دوگانگي اقتصادي شده است.

توسعه اکروپلتين :

در اوايل سال 1980 ميلادي يك مدل برنامه‌ريزي غيرمتمركز به نام اگروپليتن توسط جان فريدمن (Jahn Friedman, 1973) مطرح گرديد. هدف از اين برنامه ايجاد همبستگي مابين شهرها و روستاها ، آشنا كردن مردم محلي و روستاها به زندگي شهري و سهيم كردن آنها در توسعه و عمران مناطق بوده است. اين تئوري بر روي گسترش صنايع كوچك كه نياز به تخصصهاي بالا ندارد تأكيد مي‌نمايد. و همچنين بر خودياري مردم تكيه مي‌كند. اين طرح تشكيل شده است از واحدهايي از يك منطقه كه داراي شهري مبني بر 10000 تا 25000 جمعيت و تعدادي روستا كه داراي تراكم 200 نفر در كيلومتر مربع باشند و محدوده اين طرح عبارت است از منطقه‌اي با شعاع 5 الي 10 كيلومتر مربع كه با دوچرخه مي‌توان آن را طي نمود. مجموع جمعيت منطقه بين 50000 تا 150000 در نظر گرفته شده و فرض بر اين است كه اغلب مردم اين ناحيه به كشاورزي مشغول هستند. پر واضح است كه تعيين چنين مناطقي براي توسعه تا اندازه‌اي مشكل و در بعضي موارد امكان پذير نمي باشد. آقاي هانسن (Hansen, 1990) دو مشكل اساسي را در اين رابطه مطرح مي‌نمايد :

- ساختار سياسي اغلب كشورهاي جهان سوم با اين طرح هماهنگي ندارد.

- اين طرح واقعيت پيشرفت و ارتباط خارجي را فراموش كرده است. بعضي از برنامه ريزان معتقد هستند كه چنين طرحي يك مفهوم ايده‌آل نگر بوده و در عمل با مشكل رو به رو مي‌شود.

رشد شهرهاي كوچك و متوسط:

بعضي از برنامه ريزان، شهرها و مراكز رشد شهري را تنها راه براي توسعه مناطق مي‌دانند و براي حل معضلات و مشكلات آينده شهرهاي بزرگ پيشنهاد مي‌كنند كه شهرهاي كوچك و متوسط كه بين 100000 تا 500000 جمعيت دارند در كشورهاي جهان سوم بايد رشد نمايند تا بتوانند مهاجرتهاي روستايي را از شهرهاي بزرگ به سمت شهرهاي متوسط سوق داده تا بتوانند از مشكلات شهرهاي بزرگ در آينده بكاهند.

آقاي رودل (Ruddel, 1999) نظرات خود را در مورد نقش شهرهاي كوچك و متوسط چنين مطرح مي‌نمايد كه توسعه شهرهاي كوچك و متوسط روش مناسبي براي توسعه فضايي و ايجاد رشد اقتصادي و تعادل اجتماعي است و مي‌تواند به عنوان شقي در مقابل رشد شهرهاي بزرگ عمل نمايد. ايشان چنين مطرح مي‌نمايد كه بايد سرمايه ها را از شهرهاي بسيار بزرگ به سمت شهرهاي كوچك و متوسط سوق داد. آقايان هاردوي و سترويت (Harday and Sutherwaite, 1998) پنج دليل را بر اهميت رشد شهرهاي متوسط در توسعه مناطق مطرح مي‌نمايند كه مي‌توان به عنوان شق‌هايي در مقابل رشد بي‌رويه شهرهاي بزرگ مطرح نمود :

- غالباً شهرهاي كوچك ومتوسط هستند كه بيشتر روستاييان با آنها در ارتباط اند. به عنوان مثال مدرسه، مراكز بهداشتي، مراكز سرويس دهي كشاورزي به كشاورزان و بازار فروش توليدات كشاورزان بيشتر در شهرهاي كوچك و متوسط وجود دارند.

- اغلب مديريتهاي دولتي در سطح مناطق در شهرهاي كوچك و متوسط وجود دارند. توسط اين مراكز دولت مي‌تواند به مشكلات و مسايل روستاهاي اطراف پي برد و نيز به امكانات موجود در منطقه آگاهي پيدا كند.

- بعضي از اين شهرها نقش مهمي در توليدات كشاورزي و بسته بندي و انتقال به مناطق ديگر و مخصوصاً شهرهاي بزرگ را دارند.

- سياستهاي دراز مدت نشان داده است كه سوق سرمايه‌ها به سمت شهرهاي كوچك و متوسط باعث ثبات منطقه‌اي گرديده و از رشد بي‌رويه شهرهاي بزرگ جلوگيري مي‌نمايد. با مطالعه اين سه نظريه به اين نتيجه مي‌رسيم كه نظريه قطبهاي رشد به دليل عدم پيوستگي و ارتباط تنگاتنگ مابين سكونتگاهها در كشورهاي در حال توسعه كارآيي نخواهد داشت.

و نظريه اگروپليتن به دليل ايده آل نگري و دور بودن از واقعيت در كشورهاي در حال توسعه مثل ايران كارايي منطقي نخواهد داشت و نهايتاً در بعد فضايي رشد شهرهاي كوچك و متوسط كه داراي آستانه جمعيتي لازم براي سرمايه گذاري هستند، مي‌تواند در آينده به عنوان مكانهايي براي مهاجران ساماندهي شود و از تهاجم به شهرهاي بزرگ جلوگيري به عمل آورد و توسعه پايدار را در اين جوامع محقق نمايد.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم بهمن 1389ساعت 23:21  توسط محمد زارع  | 

پدر جغرافیای نوین و جغرافیای شهری ایران
دکتر حسین شکوئی، در سال ۱۳۱۲ در تبریز دیده به جهان گشود. او پس از اتمام تحصیلات ابتدائی در مدرسه شمس، وارد دوره دبیرستان شده و نزد بزرگانی چون «عباس دیهیمی» و «استاد تقی میرفخرایی» مدرس زبان فرانسه در دانشگاه تبریز به کسب دانش پرداخت. حسین شکوئی به سال ۱۳۳۴ در دانشگاه تبریز در رشته تاریخ و جغرافیا مشغول به تحصیل شد. استاد قاضی، استاد ادیب طوسی، دکتر منوچهر مرتضوی و دکتر جهانگیر صوفی از جمله اساتید وی در این مقطع تحصیلی هستند که او از آنها به نیکی یاد می‌کرد. پس از گذراندن دوران تحصیلی مدرک کارشناسی خود را در رشته تاریخ و جغرافیا از دانشگاه تبریز (۱۳۳۷)، مدرک کارشناسی ارشد را از دانشگاه تهران (۱۳۴۶) و مدرک دکترای تخصصی خود را در رشته جغرافیای انسانی از دانشگاه استانبول (۱۳۵۷) دریافت کرد. دکتر حسین شکوئی بیش از ۱۰ سال در دانشگاه تبریز تدریس می‌کرد و در سال ۱۳۶۴ پس از عزیمت به تهران در دانشگاه تربیت مدرس مشغول به تدریس شد و می‌توان او را در ردیف اولین پایه‌گذاران دوره دکترای رشته جغرافیا در دانشگاه تربیت مدرس معرفی کرد. او در طول دوران علمی خود رساله‌ها (در سطح دکتری) و پایان‌نامه‌های (در سطح کارشناسی ارشد) زیادی را راهنمایی کرده‌اند. ایشان در مجامع مختلف علمی از قبیل فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران، هیأت رئیسه انجمن جغرافیدانان ایران، شورای‌عالی سمت، سرپرستی کمیته جغرافیا در وزارت فرهنگ و آموزش عالی و...، عضویت فعالی داشتند و پس از مدتها تلاش در راه علم، توانستند به عنوان یکی از چهره‌های ماندگار کشور (در جغرافیا) معرفی شوند. همچنین در سال‌های ۱۳۷۲ و ۱۳۷۶، استاد نمونه دانشگاه تربیت مدرس شناخته شدند و کتاب‌های تألیفی ایشان در سال‌های ۱۳۶۷ و ۱۳۷۵ به عنوان کتاب‌های برگزیده سال جمهوری اسلامی ایران معرفی شد. دکتر حسین شکوئی از جمله اساتیدی است که سالهای عمر خود را به مطالعه، پژوهش و تدریس دانشگاهی گذرانده و نتیجه علاقه وی به تحصیل و تدریس در رشته جغرافیا، ۴۴ سال سابقه تدریس در دانشگاه و انتشار کتاب‌ها و مقالات مختلف بوده‌است. دکتر شکوئی پس از سال‌ها تلاش علمی در شهریورماه ۱۳۸۴ در بیمارستان مهرداد تهران دار فانی را وداع گفت. پیکر استاد فقید بر دوش صدها تن از دانشجویان، اساتید و علاقمندان استاد بزرگوار، در گورستان بهشت‌زهرا تهران، در قطعه هنرمندان به خاک سپرده شد. [ویرایش] تالیفات * فلسفه جغرافیا، انتشارات دانشگاه تبریز، که بعدها انتشارات گیتاشناسی آن را تجدید چاپ کرد و اکنون چاپ دوازدهم کتاب منتشر شده‌است. اولین چاپ کتاب در سال ۱۳۴۹ بوده‌است. * جغرافیای شهری، جلد اول و دوم، دانشگاه تبریز، این دو کتاب اکنون در دانشگاه پیام نور تدریس می‌شوند. چاپ اول این دو کتاب در سال ۱۳۵۲ بوده‌است. * شهرک‌های جدید ۱۳۵۳، دانشگاه تبریز، این کتاب اکنون بسیار نایاب است. * حاشیه‌نشیان شهری، ۱۳۵۵، دانشگاه تبریز، از اولین کتاب دربارة اسکان غیررسمی و حاشیه‌نشینی در ایران است. این کتاب نیز اکنون نایاب است. * جغرافیای کاربردی و مکتب‌های جغرافیایی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول: ۱۳۶۵. * مقدمه‌ای بر جغرافیای جهانگردی، انتشارات مؤسسه تحقیقات اجتماعی و علوم انسانی،تبریز، فروردین ماه ۱۳۵۴، این کتاب نیز بسیار نایاب استو. * محیط‌زیست شهری، ۱۳۵۵، دانشگاه تبریز، این کتاب نیز نایاب است. * جغرافیای اجتماعی شهرها، اکولوژی اجتماعی، انتشارات جهاد دانشگاهی، اولین کتابی است در ایران که به مفاهیمی چون «گتوهای شهری» می‌پردازد. چاپ نخست کتاب در سال ۱۳۶۶ بوده و تاکنون چندین مرتبه چاپ شدهاست. * دیدگاه‌های نو در جغرافیای شهری، انتشارات سمت، ۱۳۷۳. * اندیشه‌های نو در فلسفه جغرافیا، جلد اول، انتشارات گیتاشناسی، ۱۳۷۵. * اندیشه‌های نو در فلسفه جغرافیا، جلد دوم، فلسفه‌های محیطی و مکتب‌های جغرافیایی، انتشارات گیتاشناسی، چاپ اول، زمستان ۱۳۸۲. [ویرایش] جوایز * مدال درجه یک فرهنگ (رتبه اول در دوره لیسانس). * کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در دو نوبت سالهای ۱۳۶۷ و ۱۳۷۵. * استاد نمونه کشور در سال ۱۳۷۴ * استاد نمونه دانشگاه تربیت مدرس در سال ۷۲ و ۷۶. * چهره ماندگار جغرافیا در سال ۱۳۸۳.
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم بهمن 1389ساعت 23:35  توسط محمد زارع  | 

مدیریت واحد شهری
خط مشی سیستم مدیریت یکپارچه :

تعهد به حفظ سلامتی کارکنان ، کاهش حوادث ناشی از کار به همراه حفظ سرمایه شرکت از طریق شناسایی ، ارزیابی ، کنترل و هدف گذاری مخاطرات شغلی در جهت کاهش ریسک حین اجرای پروژه و رعایت قوانین و مقررات کار بردی (HSE).

تلاش برای افزایش رضایت مشتریان ، ارتقاءسطح کیفیت و بهبود مستمر سیستم مدیریت از طریق شناسایی ، اجرا، کنترل فرایندها و تعیین اهداف سازمانی

آموزش مستمر و مداوم به منظور رشد مهارتهای کارکنان و بهبود مستمر فرایندهای جاری شرکت با بهره گیری از استعداد و خلاقیتها و نوآوری های کارکنان .

تعهد به حفظ محیط زیست و پیشگیری از آلودگیهای بارز شامل آلودگی آب ، خاک ، هوا، از طریق شناسایی و پایش آلایندهای زیست محیطی در پروژه و اجرای قوانین ومقررات در این زمینه .

پایش سیستم های مدیریتی طبق الزامات QM)  )و ارزیابی میزان بهروری واحد و رفع عدم انطباقهای مشهود از طریق سیستم بازنگری مدیریت .

طرح ریزی  و پیاده سازی سیستم های مدیریت منابع انسانی در راستا اعتلا و ارتقاء بهروری کارکنان .

    بدیهی است واحد IMS  در اجرای کلیه مفاد و موارد مرتبط با خط مشی خود با جددیت اقدام نموده و در راستای اجرای این امور از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد بود .

    اقدامات خارج از برنامه واحد IMS  که منجر به ایجاد فرایندهای مثبت در برنامه های شرکت گردید :

طراحی ، برنامه ریزی ، پیاده سازی و استقرار سیستم جامع حقوق و دستمزد به شکل هماهنگ در کلیه پروژه ها که تکمیل کننده طرح منابع انسانی به شمار می آید ، این طرح پس از استقرار و آموزش کلیه حسابداران کارگاهی جهت ادامه فعالیت به امور مالی واگذار گردید.

طراحی ، تدوین و اجرایی نمودن نشریه داخلی شرکت که با هدف آموزش ، یکسان سازی علمی ، آشنایی کلیه عوامل شرکتی با فرایندها و واحدهای مختلف ، فرهنگ سازی مشارکت در کار و همچنین اعلام اخبار مختلف درون سازمانی ، تدوین و توزیع گردید ، در نهایت این امر باعث ایجاد واحد روابط عمومی گردید و این مهم به واحد روابط عمومی واگذار گردید.

اجرای طرحهای آموزشی ، تدوین برنامه های آموزشی کارگاهی ، الزام نمودن مجموعه شرکت به حضور در دوره های آموزشی و همچنین برگزاری دوره های آموزشی ستادی و کارگاهی که در نهایت منجر به تاسیس واحد آموزش و بر عهده گرفتن این امور گردید .

     علی ایحال واحد IMS  همچنان در امر شناسایی نقاط ضعف و قوت در کلیه واحدهای ستادی و کارگاهی دقت نظر داشته و در رفع نقاط ضعف همیشه و همیشه مسر خواهد بود .

اهداف واحد IMS

        الزام و ایجاد فرهنگ رعايت اصول كيفي ، بهداشت، ايمني و محيط زيست درسطح شرکت و کارگاههای تابعه

        بهبود مستمر در فرايندها به منظور دستيابي به بالاترين سطح آراستگي و ايمني در تمامي جنبه هاي ظاهري، اجرايي ، عملیاتی و رفتاري

        تلاش درجهت دستيابي به بالاترين سطح كيفي در خدمات و وظايف، آراستگي، ايمني، حفظ و بهبود مستمر آن

        پيشگيري از وقوع حوادث احتمالي در عمليات وتاثيرات آن بر واحدهاي اجرايي وبه حداقل رساندن حوادث با بكارگيري روش هاي كارشناسي شده ايمني و بهداشت

       ایجاد فرهنگ رعایت دستورالعملهای ايمني و بهداشت درسطح کارگاهها

       پايش مستمر و اطمینان از اجراي صحيح اصول کیفی ، ایمنی ، بهداشت ، محیط زیست

        الزام كليه پيمانكاران به رعايت كليه اصول موجود درخط مشي سیستم مدیریت یکپارچه

        به حداقل رساندن تاثيرات زيان بار زيست محيطي فعاليت ها و تاثير آنها بر محيط كاري و بهبود مستمر در تمامي ابعاد كاري

       ارزیابی و هدف گذاری مخاطرات شغلی برای کاهش ریسک حین اجرای پروژه

        ترویج فرهنگ مشارکت کارکنان درهمه امور به منظور افزایش بهره وری ومدیریت بهینه هزینه ها.
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم بهمن 1389ساعت 23:31  توسط محمد زارع  | 

شعر

جویای راه خویش باش از این سان که منم

در تکاپوی انسان شدن

در میان راه دیدار می کنیم  حقیقت را ، آزادی را، خود را

در میان راه به بار می نشیند دوستی که توانمان می دهد تا برای دیگران مامنی باشیم و یاوری

این است راه ما

تو  و   من

شاعر : مارکوت بیگل

ترجمه: احمد شاملو 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم بهمن 1389ساعت 23:30  توسط محمد زارع  | 

پدر برنامه ریزی شهری و منطقه ای

آقاي پاتريك گدس ، جامعه شناس اسكاتلندي،زيست شناس ، معلم و طراح شهرك به خاطر دستاوردها و عقايدش در برنامه ريزي شهري مشهور است.

پاتريك گدس در دوم اكتبر سال 1854 در بالاتر متولد شد ، به نزديكي پرت آورده شد. بواسطه ي كاوشهاي بچگي در پرتشير و مناطق كوهستاني ،پاتريك ديدن زندگي روستايي و شهري را  بطور كامل ياد گرفت و شروع به مطالعه همه ي مسائل زندگي شامل بشر، دررابطه با محيطشان كرد. او درسن 16 سالگي در فرهنگستان پرت فارغ التحصيل شد.

بعد از18 ماه شاگردي در يك بانك محلي ، گدس شروع به مطالعات شيمي ، زمين شناسي و زيست شناسي همراه با هنر ترسيم و قفسه سازي كرد. به هر حال او در سن 20 سالگي به هدف واقعيش كه جانور شناسي بود دست يافت. سپس وقتي كه در سفر به مكزيك به سر مي برد، يك بحران كوري موقت، او را از ظاهربيني برونگرايي به دسته بندي فلسفي علم و مخترع طرح ماشين متفكر از ورق هاي چندلاي كاغذ تغيير داد.

بازگشت به اسكاتلند در آپريل 1880 با چشمهايي ضعيف كه بعد از آن او را از نزديك بيني ، دور نگه داشت، گدس يك سخنران الهام بخش علم گياه شناسي در دانشگاه ادينبورگ شد و به طور باورنكردني روي به زندگي روشنفكري متنوع و كاربردي آورد. او كاربرد مفهوم انرژي و زيست شناسي را به آمار و اقتصاد متمايل كرد، در زمينه هاي تعاون و سوسياليسم ، سرمايه و حزب كارگر سخنراني كرد ، و براي توسعه ي دانشگاه و ساير بهسازي ها مبارزه كرد.

گدس در سال 1886 با آنا مورتون ،  يك نوازنده با استعداد ازدواج كرد، سپس آنها اتحاديه اجتماعي ادينبورگ را بنا نهادند.

در سال 1888 به عنوان استاد نيمه وقت رشته گياه شناسي در دانشگاه داندي پذيرفته شد (تا سال 1919 در آنجا به كار گرفته شد)، گدس اولين مدرسه هاي تابستاني را در ادينبورگ اروپا سازماندهي كرد (1887-1898)  و برج دورنما را به مثابه ي اولين آزمايشگاه جامعه شناسي جهاني بنا نمود. همچنين عقايد برنامه ريزي شهركي اش از ارزيابي شهري و منطقه اي يا "عيب يابي پيش از عمل " و " جراحي محافظ كارانه " به جاي ويراني عمده مناطق پرجمعيت و فقير نشين، مورد توجه قرار گرفت.

در سال 1879 گدس به همراه همسرش براي يك ماموريت اقتصادي محرمانه به جزيره قبرس رفتند، مزارع كشاورزي خشك و باير را احيا كردند و صنعت كشاورزي را به مثابه پاسخهاي واقع بينانه به "سوال بي پاسخ شرقي" از اشتباه بزرگ سياستمداران مستعمراتي شروع كردند.

در سال 1899 و 1900 او سفرهاي نطقي ايالات متحده را انجام داد ، ضمنا قسمت آمريكايي مدرسه بين المللي را در گزارش پاريس سال 1900 سازماندهي كرد.

در سال 1919 او آدرس وداعش را در داندي داد ، سپس كرسي استادي جامعه شناسي و علوم مدني را در دانشگاه بمبئي كسب كرد. از طريق جروسالم به هند بازگشت، او در آنجا برنامه ريزيهاي شهري را براي حاكمان نظامي انجام داد و يك دانشگاه را براي صهيونيستها طراحي كرد .

درسال 1924 بيماري سخت و خطرناكي گدس را مجبور به بازگشت به اروپا كرد ، اما در ناحيه ي جنوبي فرانسه او يك ترميم قابل توجه ساخت و بوجود آورد و چيزي نگذشت كه بنا ، مقياس كوچكي از برج دورنما و دانشگاه هال ، نزديك مونت پلر شد. در سال 1925 او بالاخره توانست پروژه نهايي خود ، دانشگاه اسكاتلندي را، به عنوان اولين واحد مديترانه، رونمايي كند.

او در 17 آپريل سال 1932 در مونتپلير مرد.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم بهمن 1389ساعت 23:17  توسط محمد زارع  |